پیامدهای روان‌شناختی گفتگو با ربات‌های بی‌جان

بسیاری از افراد در مواجهه با ربات‌های گفتگوگر و دستیارهای صوتی، لحنی تند، کوتاه و ابزاری به کار می‌برند. اگرچه این ابزارها فاقد شعور و احساسات هستند، اما پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند که شیوه تعامل ما با آن‌ها می‌تواند بر نحوه رفتار ما با سایر انسان‌ها تاثیر بگذارد. این موضوع فراتر از یک تخلیه هیجانی ساده است و به شکل‌گیری عادت‌های رفتاری جدید در جامعه منجر می‌شود.

معادله رسانه و واکنش‌های اجتماعی خودکار

در سال ۲۰۰۳ میلادی، پژوهشگرانی به نام‌های بایرون ریوز و کلیفورد ناس نظریه‌ای را تحت عنوان «معادله رسانه» مطرح کردند. بر اساس این نظریه، انسان‌ها به طور خودکار واکنش‌های اجتماعی واقعی را در برابر رایانه‌ها بروز می‌دهند، حتی زمانی که می‌دانند این دستگاه‌ها فاقد هوشیاری هستند. مغز انسان صدای ربات را به عنوان یک حضور اجتماعی پردازش می‌کند و پیش از آنکه تفکر آگاهانه فرصت مداخله پیدا کند، پاسخ‌های اجتماعی را فعال می‌سازد.

با این حال، این واکنش‌های خودکار همیشه محترمانه نیستند. بررسی‌ها نشان می‌دهند که کاربران در گفتگو با ربات‌ها، اصول اولیه ادب را کنار می‌گذارند. پیام‌ها کوتاه‌تر، ساده‌تر و گاهی همراه با پرخاشگری می‌شوند. در یک تحلیل مشخص شد که بیش از نیمی از گفتگوها با ربات‌ها شامل حداقل یک شکل از توهین یا پرخاشگری کلامی بوده است.

شکل‌گیری عادت و کاهش همدلی

تعامل با ربات‌های گفتگوگر بستر مناسبی برای شکل‌گیری عادت ایجاد می‌کند. پاسخ‌های سریع و بدون معطلی این سیستم‌ها، پاداشی فوری برای کاربر به همراه دارد. این امر باعث می‌شود لحن دستوری و ابزاری که پیش‌تر در مواجهه با دستیارهای صوتی مانند سیری یا الکسا تمرین شده بود، به یک هنجار تبدیل شود.

جامعه‌شناسانی به نام‌های اشلی هارل و مارگارت تریگر در پژوهشی با مشارکت بیش از ۴۰۰۰ نفر، تاثیر این تعاملات را بر روابط انسانی سنجیدند. در این آزمایش، شرکت‌کنندگان یک بازی همکاری آنلاین را ابتدا با یک ربات و سپس با یک انسان واقعی انجام دادند. نتایج نشان داد افرادی که بازی را با یک ربات غیرهمکار آغاز کرده بودند، در مرحله بعد با شریک انسانی خود نیز همکاری کمتری نشان دادند. همچنین، کسانی که در ابتدا با ربات هم‌بازی بودند، نسبت به کسانی که از ابتدا با انسان بازی کرده بودند، در مراحل بعدی تمایل کمتری به همکاری داشتند. پژوهشگران علت این پدیده را کاهش سطح همدلی دانستند؛ احساس دلسوزی و کنجکاوی درباره دیدگاه طرف مقابل در مواجهه با ربات کاهش یافته و این وضعیت در مواجهه بعدی با انسان نیز بازسازی نشده است.

مفهوم اخلاقی آداب روزمره

تای وان کیم، پژوهشگر اخلاق در دانشگاه کارنگی ملون، با همکاری آلن استرادلر به بررسی این موضوع پرداخته است که رفتارهای ما با ربات‌ها چه تاثیری بر خود ما می‌گذارد. کیم با استناد به مفهوم کنفوسیوسی «لی» که به معنای آیین یا آداب روزمره است، استدلال می‌کند که رفتارهای ساده روزانه مانند سلام کردن یا ابراز تشکر، شخصیت اخلاقی انسان را شکل می‌دهند. هر بار که فردی این آداب را به جا می‌آورد، بیشتر به شخصی تبدیل می‌شود که به این اصول پایبند است.

اروینگ گافمن، جامعه‌شناس معروف، از اصطلاح «نظم تعامل» برای توصیف قوانین نانوشته‌ای استفاده کرد که بر رفتار روزمره انسان‌ها حاکم است. تکرار مداوم لحن ابزاری و بی‌حوصله در مواجهه با ربات‌ها می‌تواند این نظم تعاملی را تغییر دهد و به تدریج بر نحوه گفتگوی عادی میان انسان‌ها تاثیر بگذارد.