دو راه متفاوت برای یک مسئلهٔ سمج

پارک‌ها واحه‌های سبز کوچک شهرند و فایده‌های روانی و زیست‌محیطی فراوانی دارند. یکی از شرط‌های برداشت این فایده‌ها، پارک تمیز است. اما تمیز نگه داشتن پارک اغلب عادتی مشترک نیست و ریخت‌وپاش در بسیاری از جوامع مسئله‌ای بزرگ و سمج باقی مانده است.

دو رویکرد بنیادین متفاوت قابل تصور است. نخست، قرار دادن سطل‌های زبالهٔ متعدد با فاصله‌های کم در سراسر پارک؛ چراکه مطالعات نشان داده‌اند فاصله تا نزدیک‌ترین سطل زباله بهترین پیش‌بینی‌کنندهٔ ریخت‌وپاش است. اما جمع‌آوری زباله کاری پرزحمت است و سطل‌های پرشمار می‌توانند از زیبایی پارک بکاهند.

گزینهٔ دوم، برداشتن کامل سطل‌ها از درون پارک است؛ رویکردی که بر ماندگاری زباله در دست افراد تا خروجی تکیه می‌کند. در این حالت جمع‌آوری زباله بسیار کارآمدتر سازماندهی می‌شود.

آزمایش میدانی

پژوهشگران به‌همراه دانشجویان و شهرداری، توان گزینهٔ دوم را در برابر گزینهٔ نخست آزمودند. آنها چندین سطل کوچک را به‌طور موقت از درون دو پارک شهری کوچک برداشتند و به‌جای آنها مخازن بزرگ را در خروجی‌ها گذاشتند، سپس میزان زباله را شمردند. یک نظرسنجی مقدماتی نشان داده بود پارکی که سطل زباله در آن دیده نمی‌شود، تمیزتر و زیباتر ارزیابی می‌شود.

در دو مطالعهٔ میدانی، نخست به مدت دو هفته میزان زباله در وضعیت موجود با سطل‌های متعدد اندازه‌گیری شد، سپس دوره‌ای دو هفته‌ای با سطل‌های صرفاً در خروجی، و در پایان دوره‌ای دو هفته‌ای که وضعیت اولیه بازگردانده شد.

نتیجهٔ نه‌چندان قاطع

میزان زباله در دورهٔ «فقط خروجی» اندکی افزایش یافت، اما نه به‌صورت بی‌ابهام. برای نمونه، این اثر در محلی آشکارتر بود که پیش‌تر سطلی درست کنار نیمکت پارک قرار داشت. آدم‌ها موجوداتی عادت‌محورند: یک بعدازظهر پژوهشگران کیسهٔ زبالهٔ مرتب گره‌خورده‌ای را دقیقاً در همان نقطه یافتند.

افزودن نشانهٔ اجتماعی

شاید راهبرد مکملی لازم بود که بر ارتباط تکیه کند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند پوسترها یا تابلوهایی با تصویر «چشم‌های ناظر» بر رفتار مردم اثر می‌گذارند. این چشم‌ها لزوماً نباید انسانی باشند؛ حتی لکه‌های چشم‌مانند روی بال پروانه می‌توانند نگرش‌های حفاظتی را تقویت کنند.

پس پژوهشگران مطالعه‌ای انجام دادند که در آن ابتدا زبالهٔ وضعیت موجود اندازه‌گیری شد، سپس با آویختن تصاویر چشم جغد یا گربه بر درختان پارک «به طبیعت چشم داده شد». این کار به‌تنهایی به شمارش اندکی پایین‌تر زباله انجامید. اثر زمانی استوارتر و قابل‌اتکاتر شد که در مرحلهٔ پایانی، انتقال همهٔ سطل‌ها به خروجی‌ها نیز به چشم‌های ناظر افزوده شد. این راهبردهای ترکیبی به کاهشی امیدبخش در ریخت‌وپاش انجامید.

پس آیا باید سطل‌ها را برداشت؟

قطعاً نه. نخست آنکه پژوهش بیشتری لازم است تا معلوم شود آیا تازگی این نشانه‌ها به‌سرعت از بین می‌رود و میزان زباله دوباره بالا می‌رود یا نه. نتیجهٔ درست این است که بهترین رویکرد به ریخت‌وپاش در پارک‌های شهری، تمرکز بر راهبردهای چندگانه‌ای است که تغییرات فیزیکی را با روان‌شناسی ترکیب می‌کنند.